تبليغاتX
نخلهای ماندگار

 

 انتخاب سبز

    اولین بخش از برنامه های  تلویزیونی (تبلیغاتی) آقای میرحسین موسوی  در حالی برگزار شد که  خیل زیادی از مردم جهت شنیدن برنامه ها و اهداف وی پای گیرنده های خویش نشسته بودند.

    شنیدن سخنان مهندس به چند دلیل باعث افزایش هواداران وی خواهد شد:

 

1-      از آنجا که گفته اند: سخن کاز دل برآید لاجرم بر دل نشیند. و سخنان ایشان همه از جنس دغدغه های مردم بود. ایشان از وعده های دروغین پرهیز کرده و واقعیت های جامعه را بیان کردند.

2-      از رابطه بین اخلاق و اقتصاد سخن به میان راندند و خاطر نشان کردند که  عدم امنیت شغلی و مالی باعث ناهنجاریهای اخلاقی  و گسترش  فساد در جامعه و سرخوردگی جوانان می شود.

3-      ایشان با حمایت قاطع از تولید داخلی و اقتصاد ملی بسیاری از نابسامانیهای اقتصادی را نتیجه واردات بی رویه  و عدم حمایت از تولید کنندگان داخلی دانستند.

4-      ایشان مبنای سیاست خارجی را ارتباط قوی و عزتمند با دیگر کشورها به ویژه همسایگان ما دانستند که بی توجهی به این مساله باعث رکود جایگاه بین المللی ما شده است.

5-      آقای موسوی  حمایت از لبنان و فلسطین را  تایید کردند ولی  این سیاست را  در مقایسه با توجه به مشکلات داخلی در اولویت دوم قرار دادند و گفتند که  حمایت ما از آنها وقتی مفید است که ما دارای جایگاه اقتصادی و سیاسی قوی  باشیم و بر مشکلات درونی خود غلبه کرده باشیم.

6-      لزوم نهادی مدیریتی مثل سازمان مدیریت را زیربنای تصمیمات قوی و سودمند دانسته و حذف آن را اشتباهی بزرگ قلمداد کردند.

7-      ایشان برای هر یک از سخنان خود مثال هایی عینی از جامعه ما ذکر کردند که نشان دهنده ارتباط قوی وی با اقشار مختلف کشور می باشد.

8-      لزوم توجه به آرمان های اصیل انقلاب و امام و شهدا و لزوم حرمت مراجع و علماء در بیانات وی نشان دهنده پیومد ناگسستنی اش با اهداف اولیه انقلاب اسلامی بود.

 

      تذکر: نوشته فوق نقل قول مستقیمی از سخنان مهندس موسوی نیست، بلکه برداشت شخصی بنده از سخنان وی می باشد و اگر احیانا خطایی صورت گرفته  از برداشت اینجانب می باشد.

 


+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:26 قبل از ظهر
توسط ظهیر محمودی موضوع: |

zahirma

ظهیر محمودی

zahirma

http://zahirma.blogfa.com

نخلهای ماندگار

نخلهای ماندگار - انتخاب سبز

نخلهای ماندگار

فروردین سال 1359 وقتی عمو نوروز بساط خودشو تازه پهن کرده بود متولد شدم. وقتی همراه با هزاران شور وشوق وارد دبستان بلال بردخون شدم اواسط دهه 60 بود. مدیرمون سر صف صبحگاه از احتمال بمبارون شدن مدرسه میگفت! بالاخره گذشت تا راهنمایی و دبیرستان که با همون دوستای خوب تموم کردم و مهرماه 1378 با ابهاماتی صدچندان شده وارد شهری شدم که نام بزرگانش تا فلک میرفت. از کمال الملک و محتشم گرفته تا سهراب سپهری همین شاعر خوش ذوق که همه میشناسنش. هر وقت دلم میگرفت میرفتم سر قبر سهراب ،یادش بخیر.
چهار سال مثل برق گذشت روزهایی که از تک تکشون خاطره و حرف زیاده اما....!
الانم دانشجو هستم و هم آموزگار .......

مهربانی تان را از ما دریغ نکنید
نوشته هایی که بوی آشنایی می دهد

نخلهای ماندگار